کریستوفر وود - فیلمشناسی
Biography
کریستوفر هوول وود (به انگلیسی: Christopher Hovelle Wood) (زاده ۵ نوامبر ۱۹۳۵ – درگذشته ۹ مه ۲۰۱۵) فیلمنامهنویس و رماننویس انگلیسی بود که بیشتر به خاطر مجموعه رمانها و فیلمهای Confessions که بهعنوان تیموتی لی نوشت، شناخته شد. او با نام خودش دو رمان جیمز باند را برای پرده اقتباس کرد: جاسوسی که مرا دوست داشت (1977، با ریچارد میبام) و مون ریکر (1979).
بسیاری از رمان های وود به چهار گروه تقسیم می شوند: داستان های ادبی نیمه اتوبیوگرافیک، داستان های تاریخی، رمان های ماجراجویی.اس، و با نام مستعار شهوانی طنز.
کریستوفر وود پسر والتر لئونارد وود و آدری ماد (هول) وود (متولد 1906) بود. آنها در سال 1935 ازدواج کردند. او در محله لمبث لندن به دنیا آمد. وود دارای سه فرزند بود که یکی از آنها کارولین وود تهیه کننده فیلم و کارگزار ادبی است.
وود در 9 می 2015 در آپارتمان خود در جنوب غربی فرانسه درگذشت و پسر و دخترش از او باقی ماند. با این حال، مرگ او تا قبل از سر روج به طور گسترده شناخته نشدr مور اواخر همان سال در توییتر در 17 اکتبر به او ادای احترام کرد.
والدین وود پسرشان را به مدرسه گرامر ادوارد ششم در نورویچ فرستادند تا از او در برابر حمله رعد اسا محافظت کنند. حمله برق آسای Baedeker در آوریل 1942 شاهد بمباران مدرسه قرون وسطایی مجاور آن بود. وود تحصیلات خود را در مدرسه جونیور کینگز کالج در لندن ادامه داد و در آنجا خود را در معرض خطر "مست، اختلال روانی، شکارچیان جنسی" در میان کارکنان دید.
فارغ التحصیل چوبدر سال 1960 از پیترهاوس در دانشگاه کمبریج با مدرک اقتصاد و حقوق فارغ التحصیل شد. او خدمت سربازی اجباری خود را در قبرس انجام داد که الهام بخش دومین رمان سخت وحشتناک او بود، آلیس می گوید. ویلیام بوید، رماننویس و نویسنده آینده باند، این کتاب را ستود و آن را یکی از معدود نمونههای قانعکننده روایتهای جنگ در کنار «وداع با اسلحه» اثر ارنست همینگوی و «گرفتن ۲۲» اثر جوزف هلر عنوان کرد.
تجربیات آفریقایی وود الهام بخش دو نفر بودرمانها: اولین او، آن را برای من اتفاق بیفتد و رمان ماجراجوییاش «کبوتری در برابر مرگ» (1983). او درباره یک کبوتر در برابر مرگ به یاد میآورد: "من در سال 1960 به برگزاری همهپرسی در کامرون جنوبی تحت نظارت سازمان ملل کمک میکردم. پیرمردی با لباسی که در نگاه اول فکر میکردم یک قایق زغالسنگ برنجی بود، از کلبه بیرون آمد. سپس متوجه شدم که این کلاه ایمنی آلمانی بود که سالها بعد علاقه من به آن بود. بعد از باهمتحقیقات قابل توجه، وود سوابق یک کبوتر را که به جنوب غربی آفریقا فرستاده شده بود و یک ایستگاه بی سیم در توگولند که آلمانی ها ساختند و انگلیسی ها آن را نابود کردند، کشف کرد، و همه آنها را با هم ترکیب کرد تا رمان را بسازد.
وود مدیر حسابداری در آژانس تبلیغاتی Masius Wynne-Williams شد که در آنجا برندهای ملی را مدیریت می کرد. مانند همکار ماسیوس دزموند اسکیرو، وود از رفت و آمد روزانه قطار بین خانه خود در رویستون و L استفاده می کرد.اوندون برای نوشتن اولین چند کتابش.
پس از تلاش های ناموفق برای ارسال فیلمنامه برای تلویزیون، وود اولین رمان خود را نوشت که نامش را هیچ کس اینجا جز ما انتخاب نمی کند. ناشران آن را دوباره عنوان آن را بساز برای من اتفاق افتاد. فروش ضعیف بود و کتاب متعاقباً پس از طرح دعوای تهمت تهدیدآمیز پس گرفته شد.
وود ایده مجموعهای از رمانهای کمیک وابسته به عشق شهوانی را به ناشران خود در جلد شومیز Sphere مطرح کرد. اولین این کتاب ها، Confessions از یک پاک کننده پنجره، از طریق چندین نسخه انجام شد. ...
منبع: مقاله «کریستوفر وود (نویسنده)» از ویکیپدیا به زبان انگلیسی، دارای مجوز CC-BY-SA 3.0.