خط داستانی
مارکو، یک نوجوان نوزده ساله مضطرب است که به امتحانات نهایی خود نزدیک میشود. او باید سه درس را جبران کند، مادری دارد که به گوشی هوشمندش چسبیده و برادری که رویای تبدیل شدن به یک خواننده مستقل را در سر دارد. او ضد اجتماعی است و آرزو میکند که بتواند مانند گذشتهها عشق بورزد. آریا، که سال گذشته فارغالتحصیل شده، عبارت *یک روز در یک زمان* را بر روی بازویش خالکوبی کرده و هر روز را به گونهای زندگی میکند که گویی آخرین روزش است.