خط داستانی
سرهنگ لکس کارنی، که به خاطر ترس در نبرد از ارتش اخراج شده است، داوطلب میشود تا به صورت مخفیانه برای جلوگیری از حملات به محمولههای اسب که به شدت برای تلاشهای جنگی اتحادیه نیاز است، اقدام کند. او به تدریج با گروهی از جهادیها و سربازان کنفدراسیون که این حملات را انجام میدهند، ارتباط برقرار میکند و اعتماد آنها را جلب میکند و در موقعیتی قرار میگیرد که میتواند کشف کند چه کسی اطلاعات سری درباره مسیرهای محمولههای اسب را به آنها داده است.