پس از یک سال خدمت به شوگون خود در ادو، سامورایی به نام هیکوکورو به خانه و همسر مهربانش، دانه، بازمیگردد. در ابتدا با استقبال گرم خانوادهاش روبرو میشود، اما شایعاتی درباره یک رابطه نامشروع که در غیبت او بین همسرش و یک طبلزن مشهور برقرار شده، به گوشش میرسد. با تهدید به آبرویش به خاطر این شایعات، خانوادهاش بر انجام یک تحقیق رسمی درباره صحت این شایعات اصرار میکنند. از طریق شهادتهای متعدد، داستانی از دیدارهای یک موسیقیدان سیار که برای آموزش وارث خانواده استخدام شده، توجهات نادیده گرفته شده مردی که شایعه را آغاز کرده و حقیقت نهایی پشت این اتهامات شکل میگیرد. نتیجه این وقایع به اندازهای که به بوشیدو انتقاد میکند، به طرفهای reluctant نیز انتقاد میکند. این داستان از یک نمایشنامه سال 1706 اثر چیکاماتسو مونزاemon اقتباس شده و بر اساس یک مورد واقعی است.