آگات پرین، یک بیوه ثروتمند در چهارده سالگی، با پدر بیمار خود در یک ملک در سواحل دریاچه بورژه زندگی میکند، نه چندان دور از آیکس-له-باین. او به مدت چهار سال در یک رابطه با یک هنرمند بیست و چهار ساله به نام جکی بوده است که به شدت بر او فشار میآورد. بازدیدهای مکرر یک پزشک برجسته آیکسی از بالین پدر بیمار او، آگات را از معشوق جوانش منحرف کرده است. او میخواهد او را ترک کند، اما او به شدت به او چسبیده است و ما شاهد درام این جدایی هستیم که هم مورد ترس و هم رد آگات است. جکی که به خاطر حسادت کور شده، تصمیم به ترک میگیرد، اما نه بدون اینکه مانند یک کودک لوس و بیادب رفتار کند.