ریچار جاسوس است از زمانی که همسرش آنگلا او را ترک کرده قلب او دیگر مانند قبل نیست پس از ناکامی در مأموریت تصمیم می گیرد ظاهر خود را با جراحی زیبایی تغییر دهد و ناپدید شود یک سال بعد می فهمد دکتر عمل کننده و آندرو دوستان او کشته شده اند و کسی در صدد بازگرداندن او یا بیرون راندن او از زندگی اش است او ترس دارد که آنگلا نیز در آینده هدف بعدی باشد به همین دلیل به سراغ او می رود اما او اکنون زندگی خود را می گذراند و تمایلی به بازگشت ندارد