خط داستانی
هیو تونگ (ویپونا) یک همسر جوان سادهدل است که مجبور است فرزندش را به تنهایی پرورش دهد زیرا شوهر گانگسترش برای تایوان فرار میکند. همسایهٔ کناری او چینگ-من (تیوان کار-فای) پلیسی است که هنوز با خود خیالپردازی دربارهٔ خودکشی ناگهانی شریکش کنار میآید. به اجبار، هر دو به آرامش در کنار هم دست پیدا میکنند — چینگ-من حتی مانند پدری جایگزین برای پسرش عمل میکند — و به زودی در آغوش یکدیگر میافتند. درست زمانی که عشق واقعی به نظر میرسد به شکوفه بنشیند، شوهر خشن هیو-تونگ برمیگردد.