Gentle Giants
فیلم غولهای مهربان
قطعهای اتوبیوگرافیکال: وِبر گویندهٔ خارج از قاب است که دربارهٔ نکات گوناگون زندگیاش میگوید — نوجوانی که کارتی از ستارههای هالیوود میساخت و عاشق لیتس تیلور میشود؛ زندگی در مزرعه با سگهای نِفُندلدلند؛ رابطهاش با پدرش که نخستین دوربین را به او داد؛ نخستین رقصش با مردی در بار استونوال در شهر نیویورک. در طول روایت، تصاویر از کَتشکِه و فیلمهای خانگی کنار هم نشان میدهند. سگها به عنوان غولهای مهربان، بهترین دوستان پسر هستند.