به محض اینکه چجامانگو در یک بازی پوکر یک کیسه طلا برنده میشود، توسط باندهای ال تیگر و دون پابلو مورد حمله قرار میگیرد. در حالی که از جراحات ناشی از حمله بهبود مییابد، چجامانگو به یک پسر مکزیکی به نام مانوئل و یک دختر زیبا به نام پرلا وابسته میشود. در همین حال، ال تیگر و پابلو در مورد طلا با یکدیگر در تضاد هستند و چجامانگو سعی میکند آنها را علیه یکدیگر بازی دهد.