دختری جوان بعد از تصادفی که بیهوشی ذهنی به دنبال دارد به دنیا میآید که مادرش هرگز با آن کنار نیامده است. او به درستی که دختر دیگرش را «عادی» میبیند و وجود آن دختر را تحمل میکند. علاوه بر این همسرش نیز دارای برخی ناتوانیهای ذهنی است. با تیه شدن خانواده، عشق بیقید و شرط به بزرگسال تر به صورتی که درختچهٔ عمیق تر میشود ظهور میکند.