یپتو استاد در دهه پنجاه، نویسنده شاخصی که جایگاه در بخش ادبیات دارد. سسیلیا دانشجوی هجده ساله هدف هوس اوست و همزمان با دوست دانشجوی خود، آنتونیو، به رویاهای عاطفی می رسد. یپتو به طور خاموش به سسیلیا گرایش پیدا می کند و با این حال با آنتونیو دوستی می سازد. آیا این امر سبب می شود یپتو برای حفظ وفاداری به دوست و دانشجویش از تماس با سسیلیا دست بکشد؟