The Deafening Silence of a Very Bright Light
فیلم خاموشی هراسانگیز یک نور خیلی روشن
عکاشی بنارد جیکبز در حال مرگ است و آشلی، زنی که دوستش دارد، احساساتش را به زبان نمیآورد. او در دام عادته مصرف کوکائین و آرزوی یافتن شوهر ثروتمند گرفتار است. وقتی مادلین از بنارد میخواهد برای دارو با آشیلی تماس بگیرد، مهمانی شکل میگیرد. مادلین با ثروتمندی فناوری به نام بوکاتِزیو جفت میشود. بنارد به خانه میرود و آشیلی که به دنبال صلح و خلوت است به او میپیوندد. در فلشبک، بنارد به یاد میآورد که بهترین دوستش پایکِرینگ از او برای عکاسی از چشمان زنان استخدام کرد. او آشیلی را استخدام کرد و دو نفر ارتباطی عمیق ایجاد کردند. در زمان حال، بوکاتزیو و مادلین مواد مخدری مصرف میکنند و از جهان جدا میشوند. با نزدیک شدن مرگ، بنارد به آشیلی دست میبرد تا در نجات هر دو کوشش کند.