انا که سی سال دارد به خانه جدیدی نقل مکان می کند. اتاق ها پر از جعبه هایی هستند که پر از چیزها و یادداشت های زیادی اند. گذشته های مختلف او ظاهر می شوند؛ والدینش، فرزندان و پدران آنها، زنده و مرده. در این دوره پرشتاب از زندگی، زمان به سرعت می گذرد و انا برای روبه رو شدن با گذشته و حرکت به سمت آینده تلاش می کند و شاید بتواند هنوز به عشق باور داشته باشد؟