یک گروه بی رحم از آدمرباها، نامی آرامطبعی را که در میانهٔ چیزی بزرگتر گرفتار است وادار میکنند تا باکرانِ نامزدش را بکشد، امری که ازدواج در حال وقوع را به طور کامل به هم میزند و این دختر فقیر را به سختترین زندان زنان که تا به حال دیده شده است میاندازد. درون این Blocks جهنمی، او تصمیم میگیرد قربانی بودن را با هر قیمتی شکست دهد و در نتیجه نسبت به بودنِ مکررِ شکنجهگران حتی قویتر و بیرحمتر از سارقترین ساکنان زندان میشود. در نهایت با روشی بسیار غیرمعمول فرار میکند، از مردی کوهستانی اسرارآمیز آموزش مبارزه میبیند و برای انتقام از گروهی که زندگیاش را نابود کردهاند دوباره به خیابانها بازمیگردد تا آنان را به مجازات رساند.