در قفقاز جنگی آغاز میشود. مادری هفتاد و پنج ساله پسرش را در جنگ از دست میدهد. او و دامادش سوفیا دوازده سالی است که در قفقاز زندگی کردهاند. هنگام قحطی تصمیم به رفتن به روسیه میگیرند. زنان تصمیم میگیرند که به سمت مسکو بروند. ماریا سگ کوچک خود را با خود میبرد و سوفیا چمدان کوچکش را، سوار قطار میشوند و روانه میشوند. در اولین واگن، عکاس خبرنگار آنتون نیز در سفری است. سوفیا و آنتون به یکدیگر عشق میورزند. ماریا در یکی از ایستگاههای نزدیک ولگوگрад درمییابد که نمیتواند بدون قفقاز زندگی کند. او نامهای به سوفیا مینویسد و با سگش از قطار پیاده میشود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.