ماریا ناسی که از اسم خود خوشش نمیآید خود را گلدیا مینامد. والدینش قبل از اینکه یک ساله باشد از هم جدا شدهاند و امروز مانند بسیاری از زوجهای جداشده با همان سقف دوباره به هم میپیوندند زیرا شغل مناسبی ندارند. کریستینا، مادرش، مقداری از خانه را به همسر سابقش اجاره میدهد تا کمی پول اضافی به دست آورد. «فرانسه» درباره آن دسته از افرادی است که هرگز سفر دوری از خانه را تجربه نخواهند کرد و در جایی که پناه میگیرند، از همه چیزهای نفرتانگیز بیرون از دنیا برای خوب یا بد دوری میگیرند. در این میان، ماریا وقتی پدر و مادرش با هم درگیر میشوند، هدفون میگذارد. تلك درگیرها اکنون برای آسودگی او بییدیل هستند و او را آرام میکنند.