Electronic Granny
فیلم مادر الکترونیکی
آگاتا بشدت بیمار است و هیچ دکتری کمکی نمیکند. دوستان آگاتا درمییابند که او به این دلیل بیمار است که همهٔ بچهها مادری دارند اما آگاتا ندارد. آنها به مغازهٔ «مادر الکترونیکی» میروند و از فروشنده میخواهند یکی بخرد. فروشنده هشدار میدهد که مدارهای الکترونیکی این مادرا حساساند و این مادر تنها اگر دوستش داشته باشند کار میکند. آگاتا بهبود مییابد و با مادر تازهٔ خود و دیگر دوستان بازی میکند، مادرا میتواند بازیهای جدید دعوت کند و با همهٔ بچهها به ماه پرواز کند. اما بعدها به دلیل حسادت و رفتار ناپسند بچهها فراموش میکنند که باید مادر را دوست داشتند و او را تنها مانند یک روبات فرض میگیرند که «باید هرچه را از آنها میخواهند انجام دهد». در نتیجه مادر میمیرد. برای زنده کردنش آگاتا و دوستانش باید از جاهطلبیها، گستاخی، حسادت بازگردند و دوباره مهربان و شاد و خوب شوند.