خط داستانی
اسماعیل در روزهای ناخوشایند است؛ نویسنده ای است که در ساعات کمبود است، بیست کیلو اضافه وزن دارد، دوست دخترش او را ترک کرده و حساب هایش صفر است. دیدن یک سارقة خشن و تحت فشار قرار گرفتن توسط پلیس برای شناسایی قاتل خطرناک، باعث میشود او را از این کار بازدارد. سپس با دختری جوان که کنیه ی پر از بی گناهی دارد و تلخی او را به سوی رستگاری میبرد، آشنا میشود هرچند که افسر آیتورریز برای عاقبت ماجرا تضمین نشده است.