How They Smiled
فیلم چگونه لبخند زدند
رمان نویس برجستهٔ نیویورکی، هنری جِنکینز، مردی است که کلامی چندان ندارد. او چای مینوشد، نان تست میخورد و معمولاً تا هفتمین خیابان تا کافیشاپ لیزی میرود، جایی که سه صندلی از در باز است. هنری طرحِ پایانی آخرین رمان از مجموعهٔ «نِفَسِ خونی» را به اتمام رسانده است که جوایز زیادی برایش به دست آوردهاند. لیزی گارلند، زنِ سخنگو و گرم، مشتریانش را با گفتگوهای دوستانه میگیرد. هنری برای چای میماند و خیال دارد با دستگاهی که بتواند به آنها برگرداند و به یاد آورد که چگونه لبخند زدند...