خط داستانی
یوسف بیست ساله اریک که پرخاشگر و بسیار خشن است زودهنگام به همان زندان بزرگسال منتقل می شود که پدر جدا افتاده اش نیز در آن حضور دارد با واکنش های خشم آلود خود دشمنانی هم در میان مقامات زندان و هم در میان زندانیان می یابد و رابطه پرتنش با پدرش به بن بست می رسد در حالی که مددکار روانشناس داوطلبی برای مدیریت خشم با او ملاقات می کند اریک میان سیاست گروهی فساد زندان و امیدی نسبت به بهتری روزگار با دو دل درگیر می شود.