Případ se štěnicí
فیلم مورد با سوسک
دلال مواد مخدر، شارلی، در یک دعوای مستی با چاقو به کبدش آسیب میبیند در حالی که گروهی از نوجوانان دیرهنگام از یک بار خارج میشوند. کمیسر واشاتکو، که اکنون از بازنشستگیاش لذت میبرد، توسط مادربزرگ جوان، فورجتووا، که آشنای قدیمی همسر مرحومش است، به تحقیق کشیده میشود. مشخص میشود که دوست واشاتکو، نقاش هوراک، یکی از اعضای گروه، زبینیگ 16 ساله، را که مدتی پیش به او نقاشی آموخته، میشناسد. زبینیگ با پدر خود، بازرگان بوزک، که فردی سلطهجو و دقیق است، دست و پنجه نرم میکند و به وضوح چیزی را پنهان میکند. واشاتکو و هوراک در نهایت زمینه قتل و مرتکب آن را کشف میکنند. اما ابتدا باید "سوسک" عنوانی را که واشاتکو به جزئی که در پرونده جنایی جا نمیافتد، مینامد، درک کنند. اگر این جزئیات روشن نشود، پرونده نمیتواند بسته شود. در این داستان، "سوسک" یک کفش است که در صحنه جرم پیدا شده و متعلق به هیچ یک از شرکتکنندگان در درگیری نیست.