خط داستانی
اینیا تعقیب افسانه ای که در نامش نهفته است را دنبال میکند تا در عصر مرده و فاسد زنده به نظر برسد. او این کار را با والهدو، هواپیمانران تازه مومن شده، انجام میدهد. آن دو علاوه بر رسیدگی و خوشگذرانی، جوانی را به اشتراک میگذارند. دوستانی برای زندگی، قربانیان و عاملان دنیایی فاسد، اما با روحیهای بیآلایش. فراتر از مرزهای قوانین، در آن سوی اخلاق، دریایی پر از انسانیت و نمادهایی برای کشف وجود دارد. اینیا و والهدو از آن عبور میکنند تا به دوردستترین انتهایش برسند. با این حال، مواد مخدر و جهان زیرزمینی سایهٔ نامرئی قصهای از چیز دیگری هستند: پدری اندوهناک، برادر در حال مبارزه در مدرسه، مادری که با عشق شکست خورده است و دختری زیبا، پایان خوش و مرگی خوشبخت، درخت نخل که بر جهانی از شیشه فرود میآید.