ماهیگیر راجو به شدت عاشق ساتیا است. با این حال، در یک مقطع، او از او میخواهد که از رفتن به دریا دست بردارد و به دنبال شغلهای دیگر برود. راجو با نادیده گرفتن درخواست او، به دریا میرود و به طور تصادفی به آبهای پاکستانی میرود، جایی که او دستگیر میشود.