در روستای زیبای کوکان در هند، بابلیا با والدینش دیگیا و ناندا زندگی میکند. با وجود درخواستهای آنها، بابلیا مصمم است به گروه تئاتر داشاواتار بپیوندد که به روسیه سفر میکند و معتقد است که این انتخاب زندگی بهتری را برایش به ارمغان میآورد. این انتخاب رابطهاش با دیگیا را تحت فشار قرار میدهد.