بسیاری از چیزها برای سایمون پولت، بازنشسته بازرسی ژندارمری، تغییر کرده است. او به مسیرهای شغلی تازه میپردازد و آیندهاش با دوست دیرینهاش کارین والتر دستخوش دیدگاهی کاملاً متفاوت میشود. پولت با پلیس تماس اندکی دارد که حالا در دره ویسبخ، روستاهای کوچک را نظارت میکنند؛ تنها دوست او نوربرت سَیلر، مأمور اجرای قانون است که فقط به سبک او میسازد. اما کشف جسد مردی غریب به طور کامل دنیا آرام سایمون پولت را برهم میزند: هیچکس ادعا نمیکند که از مرد مرده خبر داشته باشد، اما برخی بیش از آنچه به پلیس میگویند از او آگاهند.