جوسی تنها دختر میلیاردر ویوشوناتان است که شوخیهای بیپروا با همه میکند و یکی از این شوخیها را با برگزاری مصاحبهای برای گزینش منشی شخصی پدرش انجام میدهد که رام را به عنوان منشی انتخاب میکند. دوست ویوشوناتان، مورثی، مدیر و swarna میخواهند تمام دارایی ویوشوناتان را تصاحب کنند بنابراین مورثی شخصی به نام راجا را سازمان میدهد تا با جوسی ازدواج کند. با این وجود جوسی با رام ازدواج میکند. ناگهان ویوشوناتان از سکته قلبی میمیرد و جوسی به اُوتی میرود و توسط رام و مورثی کشته میشود. جوسی روح میشود و تصمیم میگیرد انتقام بگیرد. جوسی شاهد مایامما، همسانی که بهعنوان جادوگر نمایشی کار میکند را میبیند و از او میخواهد نقش خودش را ایفا کند. رخدادهای بعدی محورِ داستان است.