دولورس زندگی یک دانشجوی بالاتر را میگذرانید تا اینکه بهترین دوستش به طرز وحشیانهای به قتل رسید. دو سال بعد، او تنها مظنون متهم به جرمی است که توجه زیادی از رسانهها را جلب کرده و او را در مرکز توجه عمومی قرار داده است. دولورس روزهایش را برای محاکمه آماده میکند و در خانهاش منزوی است در حالی که والدینش به عنوان یک تیم آمادهاند هر کاری برای دفاع از دخترشان انجام دهند. بهترین وکیل کافی نیست، آنها به طور وسواسگونهای بر او کنترل دارند: چگونه به نظر میرسد، چه کار میکند، چه میخورد و با چه کسی ملاقات میکند. اما با پیشرفت محاکمه و افزایش فشار، شک و رازهایی در خانواده بروز میکند. دولورس در تنگنا قرار میگیرد، به طور فزایندهای منزوی میشود و درست زمانی که هر اشتباهی میتواند فاجعهبار باشد، تمام استراتژی را به خطر میاندازد.