کاتارو یاماشیتا بهعنوان یک چاپکننده پارهوقت تا وقتی که دو زن ناگهان به زندگیاش راه پیدا میکنند، زندگی آرامی داشت. یکی از آن دو دختر بزرگسال به صورت کارت عالی اوست و دیگری مدیر سفت و سخت اوست. در حالی که زندگی در یک سقف با این دو همراه میشود، اختلافها و بحثها آغاز میشود. با گذشت زمان از طریق همراهی، کاتارو به داشتن خانواده و گرمای آن پی میبرد و در عین حال رابطهای عشق-نفرت با مینکو Fuji، مدیر، پیدا میکند.