لولیز ایوانز مادری تنها است که به عنوان مشاور مشتری برای سرمایهگذاران بزرگ در بانکی برقآسا کار میکند. در یک شب با بهترین دوستش آنا با پسری به نام فلیپ آشنا میشود که به او پیشنهاد نامطلوبی میدهد: یک کیف حاوی پول را بپذیرد تا در کلاهبرداری از یکی از ثروتمندترین مشتریان بانک به او کمک کند.