خط داستانی
در شهر رایادورگا، یک کارمند آرامِ کپیرُستوران به نام پرکاشا به صورت اتفاقی میفهمد دستگاهش میتواند کلونهای انسانی زنده بسازد. این قدرت ماوراءالطبیعی به سرعت به آشوبی تبدیل میشود، زیرا کپیها اسرار پنهان اهالی شهر را فاش میکنند و بحران اجتماعی و سیاسی را برانگیختهاند. اکنون پرکاشا باید با پیامدهای غیر قابلپیشبینی دنیایی که او به وجود آورده است روبهرو شود.