ماریا سالواتیرا یتیم است که در ۱۱ سالگی پدربزرگش مرده است و رها شده است. سرنوشت او را به کشور میکشد تا با لئوناردو دل Río کنار بیاید. اما اکنون پس از ۱۵ سال دوباره میخواهند به برابر با دمین فِرر بایستند. دمین مردی قدرتمند و بیاخلاق است و از خانواده خود هم بیاحترامی میکند و بین فرزندش آلسون و ماریا اختلاف ایجاد میکند.